بهترین موضوعات طبی , تفریعی,معلوماتی در این وب لاگ

The best Weblog,use it until you want

جنگ و سیاست در افغانستان
نویسنده : حمید احدی - ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٤
 

همشهری/
هراتی/
ترجمه حمید احدی:
چندی پیش و در تابستان همین سال، طالبان سندی به نام کتاب قانون به زبان پشتون برای نیروهای خود و مردم افغانستان منتشر کرد.
فصل یازدهم این کتاب به‌نظر می‌رسد که از اصول مردم محور جزوه ضد‌تروریستی ارتش آمریکا که در سال‌2006 منتشر شد، برداشته شده‌است. در کتاب راهنمای طالبان آمده است که بمب‌گذاران انتحاری باید حداکثر تلاش خود را به کار گیرند تا از تلفات انسانی غیرنظامیان جلوگیری کنند. به فرماندهان توصیه شده که امنیت و جان غیرنظامیان و اموال آنها را در درجه اول اولویت قرار دهند. این سند از آن جهت اهمیت دارد که شاید بتوان دلیل موفقیت طالبان را از لابه‌لای سطور آن دریافت. حامد کرزی هم باید خوب این سند را بخواند. البته وخیم شدن اوضاع افغانستان را نباید تقصیر یک نفر بدانیم.

بعد از سقوط طالبان، کرزی نماد وحدت ملی در یک سرزمین ویران بود. او تنها رهبر افغان به حساب می‌آمد که قادربود اعتماد تاجیک‌های شمال، پشتون‌های جنوب و کشورهای خارجی و کمک‌کننده‌های بین‌المللی را جلب کند. پیروزی نیرومندانه‌ای که در انتخابات سال‌2004 به دست آورد هم نشان‌دهنده همین موضوع بود.

اما رفته‌رفته کرزی درگیر مسائل حاشیه‌ای شد و اتهامات فساد و کم‌کاری به او وارد شد. او نه توانست حضور آمریکایی‌ها در کشورش را مدیریت کند، نه اینکه با استفاده از ناکامی‌های آمریکا، خود را رهبری ملی‌گرا جلوه دهد. در سال‌های گذشته دولت بوش بارها از اقدامات کرزی گلایه کرد اما کاری علیه او انجام نداد. در سال‌2008 با نزدیک شدن به زمان انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان، مشاوران بوش شروع به تخریب کرزی کردند اما باز هم سیاست واشنگتن بی‌طرفی در قبال انتخابات بود.

معلوم نیست ماجرای انتخابات افغانستان چگونه به اینجا رسید. در 20 آگوست میلیون‌ها نفر از مردم افغانستان با وجود تهدیدهای طالبان از خانه‌هایشان بیرون رفتند و رای دادند اما حالا معلوم شده که این آرا به درستی پاسداری نشده و مخدوش است. کای‌آیده، نماینده سازمان ملل در افغانستان سرانجام این موضوع را تایید کرده و اعلام کرده که آرای کرزی بالای 50‌درصد نیست. مثلا معلوم شده که در جنوب هیلمند بیش از 70‌هزار رای اضافی به سود کرزی به صندوق‌ها ریخته شده‌است. در قندهار این آرای ساختگی به 120‌هزار رای و در پکتیا 160‌هزار رای می‌رسد.

برای این وضعیت خیلی نباید کرزی را مقصر دانست و سرزنش کرد. این خاصیت کشوری مانند افغانستان است. اکنون دور دوم انتخابات در راه است که یا وضعیت کشور را آرام‌تر می‌کند یا بدتر. به هر حال شرایط بعد از انتخابات چندان هم بد نیست. 2سال پیش در کنیا بعد از تقلب در انتخابات ریاست‌جمهوری، کشور وارد درگیری و آشوب شد و کشتار به راه افتاد. مخالفان در افغانستان بعد از اعلام نتایج حتی یک سنگ هم پرتاب نکردند. البته ناگفته پیداست که افغان‌ها به اندازه کافی خشونت دیده‌اند. خویشتن‌داری عبدالله حاکی از تمایل او و دیگر سیاستمداران افغان برای پرهیز از هرج و مرج بیشتر در این کشور است.

دولت اوباما برای تصمیم‌گیری درباره اعزام نیروی بیشتر به افغانستان باید راهبرد سیاسی بلندمدتی را درنظر بگیرد. در این راهبرد شرایط جدید و عملکرد هوشمندانه مخالفان در این انتخابات باید درنظر گرفته‌شود. موضوعاتی از قبیل اینکه چطور می‌توان از تقلب در انتخابات‌های بعدی اجتناب کرد یا اینکه استانداران باید انتخابی باشند یا انتصابی، سهم قبائل و اقوام در نیروی پلیس و ارتش افغانستان چگونه باید تامین شود، قانون اساسی سال‌2004 افغانستان نیاز به بازنگری دارد یا خیر و مسائلی از این دست در این راهبرد بایددیده‌شود.

در سال‌1979 از وقتی شوروی به افغانستان حمله کرد، تلاش قدرت‌های غربی برای شکل‌دهی به اوضاع در این کشور در حد خیال‌بافی باقی‌مانده ‌است. هر کشوری سعی کرده اوضاع افغانستان را از دریچه زبان و سیاست و فرهنگ خودش ببیند و سامان دهد؛ مثلا پولیت‌بوروی(دفتر سیاسی حزب) کمونیست‌ها مدت‌ها درباره چگونگی هماهنگ‌کردن افغانستان با توسعه انقلابی تئوری مارکسیست- لنینیست بحث می‌کرد.

در دولت اوباما هم همین بحث به‌گونه‌ای دیگر جریان دارد. در جلسات کابینه اوباما به ندرت از رهبران افغان به اسم، نام برده می‌شوند یا اشاره‌ای به استان‌ها و شهرهای مختلف این کشور می‌شود. کابینه اوباما برای درک اوضاع افغانستان و دریافتن اینکه چه باید کرد، با کتاب قانون حزب دمکرات آمریکا مشورت می‌کنند. شعار آنها این است که «سیاست کلا بومی است» اما در مورد افغانستان باید به این نکته توجه داشت که هرگونه پیشرفت یا شکست محلی و بومی در افغانستان، سیاسی است.
حمید احدی :     (0708484923)

 
 
حزب دموکراتیک خلق افغانستان
نویسنده : حمید احدی - ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٤
 

حزب دموکراتیک خلق افغانستان اصلی‌ترین حزب چپ‌گرا و مارکسیست کشور افغانستان بود که در تاریخ اول ژانویه سال ۱۹۶۵ تأسیس گردید.[۱]

این حزب دارای دو شاخه مستقل بنامهای خلق و پرچم بود. در ظاهر این دو شاخه باهم وحدت کردند اما هر کدام آن تاریخ و مشی سیاسی خود را داشت.شاخه پرچم خود را حزب زحمتکشان افغانستان و شاخه خلق خود را حزب پیشاهنگ طبقه کارگر افغانستان میخواند. شاخهٔ پرچم را ببرک کارمل و شاخهٔ خلق را نورمحمد تره کی رهبری می‌کرد.این حزب در زمان حاکمیت نجیب الله نامش را تغییر داد و بنام حزب وطن یاد می‌شد. پس از آنکه دولت نجیب الله سقوط کرد رهبری حزب وطن در جلسه‌ای در وزارت خارجه افغانستان محمود بریالی را به مقام ریاست حزب برگزید و از این حزب دوباره بنام حزب دموکراتیک خلق افغانستان (حزب وطن) یاد می‌شد. پس از آنکه نیرو های شورشی هوادار پاکستان و آمریکا، قدرت را در افغانستان در دست گرفتند، تعداد زیادی از اعضا و کادریهای حزب یا کشته شدند و یا به خارج از کشور گریختند و در آنجا حزب جدیدی را بنام نهضت فراگیر دموکراسی و ترقی افغانستان بنیان نهادند که امروز در افغانستان بصورت علنی فعالیت سیاسی دارد.

در سال ۱۹۷۸ این حزب رژیم محمد داود را به‌وسیله کودتایی خونین سرنگون ساخت و دولت دمکراسی را ایجاد کرد و به کشور نام جمهوری دموکراتیک افغانستان داد. بعد که این دولت خود با شورش بنیاد گراهای اسلامی مقابله کرد. بنیادگرایان اسلامی جنگی را بنام جهاد بکمک آمریکا و پاکستان بر ضد دولت جمهوری دموکراتیک آغاز کردند دولت افغانستان از دولت شوروی تقاضای کمک کرد که در نتیجه باعت اشغال افغانستان به‌وسیله ۱۲۰۰۰ نیروی مسلح روسی گردید.

حزب دموکراتیک خلق افغانستان اجرای اصلاحات سکولار (نیمه دینی) را آغاز کرد. ولی تودهٔ مردم افغانستان در مناطق روستایی از آن استقبال نکردند. رژیم در نتیجهٔ مقاومت مسلحانهٔ نیروهای مخالف در برابر اصلاحات آن به گونهٔ وسیع متزلزل گردید. بحران درنتیجهٔ مبارزه برای کسب قدرت بین رئیس جمهور نورمحمد تره‌کی و وزیر دفاع حفیظ‌الله امین به اوج خود رسید. تره‌کی کشته شد و امین مقام ریاست جمهوری را به عهده گرفت.

اتحاد شوروی متقاعد گردید که دولت افغانستان را خطر بزرگ واژگون شدن تهدید می‌کند. بنابراین به تاریخ ۱۹ دسامبر سال ۱۹۷۹ نیروهای خود را به این کشور فرستاد تا از این رژیم پشتیبانی کند و جنگجویان غیرنظامی مجاهدین را شکست بدهد. این اقدام شوروی که بر بنیاد آموزه و اصول برژنف بنا نهاده شده بود، هرچند باعث سرد شدن روابط آن با ایالات متحده امرِیکا گردید، برحق پنداشته می‌شد.

نیروهای شوروی درسال ۱۹۸۹ از افغانستان خارج گردید که طبعا آینده این حزب نیز همراه با آن به پایان خود نزدیک می‌شد.

سه سال بعد از خروج ارتش شوروی رئیس‌ جمهور افغانستان و رهبر حزب دموکراتیک خلق نجیب‌الله موافقت کرد تا به نفع دولت انتقالی از مقام خود کنار رود. مجاهدین به رهبری احمد شاه مسعود دولت جدید را تأسیس کردند. اما آنها بزودی درنتیجهٔ جنگهای گروهی در درون مجاهدین به ویژه میان مسعود و طالبان ازهم پاشیدند. طالبان در سال ۱۹۹۶ کابل را تسخیر کردند و نجیب‌الله را که در قرارگاه ملل اقامت داشت اعدام کردند.

بعد از اینکه نیروهایی آمریکایی افغانستان رادر ۲۰۰۱ اشغال کردند، تعدادی از اعضای این حزب به دولت حامد کرزی پیوستند و بعد هم به پارلمان راه یافتند.

ترتیب کننده وجمع آوری:حید (احدی)